احمد احمدى بيرجندى

88

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )

كفو على ولىّ خدا شير كردگار * زينت فزاى كون و مكان بود ، فاطمه شام زفاف جامهء خود داد بر فقير * ايثار را حقيت و كان بود ، فاطمه زان پيشتر كه خلقت حوّا شود به خلد * مسندنشين باغ جنان بود ، فاطمه دردا كه بعد مرگ پدر شد غريب و زار * اشكش بسان ژاله روان بود ، فاطمه آماج تير جور زمان گشت سينه‌اش * زين رو قدش ز غصّه كمان بود ، فاطمه رخساره‌اش ز سيلى دشمن كبود بود * وز اين ستم به آه و فغان بود ، فاطمه از پهلوى شكسته و از محسن شهيد * تا گاهِ مرگ ، ناله كنان بود ، فاطمه خوشدل ، به خاك رفتن در تيره شام او * مظلومىاش عيان به جهان بود فاطمه پانوشتها